جورج جرداق ( مترجم : حجازى )
61
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )
فراهم مى آيند و امت ميشوند و اين ريسمان همان قرآن است كه امتى پديد آورد واحد ، از ترك و هند و روم و عجم و عرب از كرانههاى اقيانوس آرام تا اطلس امتى گسترده از فروزشگاه خورشيد تا غروبگاه آن و اين همه ببركت ريسمان قرآن بود و بيگانگان كه از اين يگانگى بهراس افتادند بدان انديشه افتادند كه اين ريسمان را پاره كنند و اگر نتوانند از دست مردم بگيرند و آنها را بتارهاى عنكبوت به پيوندند تا دستاويزها بشكند و بگسلد و قرآنيان بچاه حيلهء دشمنان و استعمارگران افتند و در بازار جهان ببهائى اندك فروخته شوند و بزندان عذاب فرعونيان افتند و يوسفى متهم و بى خريدار شوند و قرآن راه راست است كه هم مردم را بصراط مستقيم خواند و هم بكوشد تا خود انسانها هم راه شوند و اين شگفت است كه راهرو و راه هر دو يكى شوند و صراط مستقيم عينيت يابد چنان كه فرد واحدى هم از امت چون حائز همهء امتيازات جمع شود و ابراهيم وار شاخص برتريهاى گروه شود خود به تنهائى نيز امت گردد پس قرآن راه راست است و برنامهء حركت در راه و امام امتى كه پوياست و ايستا نيست و اين امتياز امت قرآن است كه همچون مردم مادى گراى ، در زير سقف ماترياليسم متوقف نمى ماند و سقف را مى شكافد و بر بام طبيعت بالا مى رود و از آنجا به ما وراء طبيعت پرواز مىكند و خدايش بسوى خويش مى كشاند كه وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ و قرآن بهار دلهاست كه دلها را بشكوفائى و تازگى و زيبائى و